این رشوه که از قدیم الایام به پاست / یک بیمه اجتماعی ایرانی‌ست

ما باده درون ساز بادی خوردیم

در فاصله‌ی عزا و شادی خوردیم

خارج که حلال است کمی می‌نوشند

داخل که حرام است زیادی خوردیم


این یک روش دفاعی ایرانی‌ست

یک شیوه‌ی ارتجاعی ایرانی‌ست

این رشوه که از قدیم الایام به پاست

یک بیمه اجتماعی ایرانی‌ست


از کتاب ” پشت چراغ قرمز”

Continue Reading

باید دل پاک اهل دینو بخریم

باید که کتابای لنینو بخریم

دنیا پسرم مزرعه آخرته

باید دو سه هکتار زمینو بخریم


در خانه خود از همه رو می‌گیرد

بیرون که بیاید دل او می‌گیرد

عمری‌ست که دائم الوضو می‌باشد

با آب گل‌آلود وضو می‌گیرد


تصمیم گرفته‌ام که صادق باشم

با هر کس و ناکسی موافق باشم

هر روز مسلمانم و هر شب کافر

چون یاد گرفته‌ام منافق باشم


آنقدر به رم رفت که قم یادش رفت

سرگرم پیاله شد که خم یادش رفت

از بس که اشداء علی الکفار است

دیگر رحماء بینهم یادش رفت


تا بر لب ما شکایتی دیگر رفت

بر مردم ده حکایتی دیگر رفت

وقتی برکت از این ولایت رفته است

باید طرف ولایتی دیگر رفت


هنگام دعا دست نیازش پر شد

با ذکر خدا دهان بازش پر شد

صد شاخه گل محمدی را له کرد

تا شیشه‌ی عطر جانمازش پر شد


 

Continue Reading

شیطان غلطی کرده تو کوتاه بیا

آیات خدا در دل تهران پیداست

از شوش گرفته تا شمیران پیداست

تفسیر کدام سوره غیر از بقره

در خانه و کوچه و خیابان پیداست


پنهان شده بود پشت در می‌خندید

با سر به زمین خورد و دمر ‌می‌خندید

ابلیس عجب آدم طنازی بود

در موقع خلقت بشر می‌خندید


رو سوی تو آورده تو کوتاه بیا

افتاده دگر پرده تو کوتاه بیا

گویند که رحمان و رحیمی یا رب

شیطان غلطی کرده تو کوتاه بیا


با ترس صدای تازه‌ای خلق کنیم

هر روز بلای تازه‌ای خلق کنیم

سرکرده‌ی صنف بت فروشان می‌گفت

باید که خدای تازه‌ای خلق کنیم


گفتند هدف گرفته است ایمان را

از راه به در می‌کند او انسان را

شیطان همه را فریب داده‌ست درست

ماندم چه کسی گول زده شیطان را


یا آخر کار را ندیدی اول

یا اینکه خودت نقشه کشیدی اول

تقصیر خودت بود خداوند عزیز

باید که مرا می‌آفریدی اول


حوا زن من عجب نجیب است ببین

در بین فرشتگان غریب است ببین

یارب تو که بهتر از همه می‌دانی

کرم از خود این درخت سیب است ببین


وقتی که کلاه من و تو در هم رفت

دیدم چه کلاهی به سر آدم رفت

از روح خودت دمیده بودی در من

شیطان لعین چگونه در جلدم رفت


افتادن پرده را گزارش دادند

کج کردن نرده را گزارش دادند

با من همه فرشتگان لج کردند

هر کار نکرده را گزارش دادند


قفلی به دهان باز هر در زده بود

یعقوب دلش برای او پر زده بود

یارب صله‌ی رحم مگر واجب نیست

کی حضرت یوسف به پدر سر زده بود


از کتاب “پشت چراغ قرمز”


 

Continue Reading