دربست گرفتم بروم آزادی / اعدام چرا پياده كرديد مرا

بي منطق و بي اراده كرديد مرا

ناخواسته استفاده كرديد مرا

دربست گرفتم بروم آزادي

اعدام چرا پياده كرديد مرا


هر جا سخن از عوامل دشمن بود

چشم همه از ديدن من روشن بود

«الناس اعداء «فقط» ما جهلوا»

يك عمر رسالتم ندانستن بود


چشمان تر عروسکم را بستند

با قرقره دست کوچکم را بستند

هی سکه به شعر اعتراضم دادند

با سکه دهان قلکم را بستند


یک عمر اسیر تنگ تنگی بودم

در حسرت دنیای قشنگی بودم

ای کاش به جای ماهی قرمز عید

امروز برای خود نهنگی بودم


فرياد كه جاي حنجره خالي بود

در چشم گلوله منظره خالي بود

با اين همه سوراخ كه بر ديوار است

افسوس كه جاي پنجره خالي بود


راهي كه از آن ماست بايد برويد

هرجا دلتان نخواست بايد برويد

خرچنگ شبي به بچه هايش مي گفت

با زور به راه راست بايد برويد


نه دست نوازشی ندارد دنیا

از بنده که خواهشی ندارد دنیا

مردی که خودش مدافع ارزش هاست

می گفت که ارزشی ندارد دنیا


دشنام نده که اعتبارت نشود

مشتی بد و بیراه نثارت نشود

این حرف لوترکینگ به یادت باشد

تا خم نشوی کسی سوارت نشود


از کتاب پشت چراغ قرمز

 

Continue Reading

تا کوری چشم دشمنان خندیدیم

نان همگی به لطف او آجر بود

با این همه از تمام ما دلخور بود

گفتیم که فریاد بزن ما هستیم

فریاد نزد چون که دهانش پر بود


با مهر سکوتشان صدا را بستند

با تمبر لب خاطره ها را بستند

ما پاکت ونامه ای پر از فریادیم

با تف دهن هر دوی ما را بستند


با دلهره دل نبند خواهی فهمید

در داخل خود نگند خواهی فهمید

رازیست میان همه احمق ها

یک لحظه فقط بخند خواهی فهمید


یک عمر به درد خودمان خندیدیم

گفتند نخند و همچنان خندیدیم

اشکیم که پشت خنده پنهان شده ایم

تا کوری چشم دشمنان خندیدیم


عصری که در آن خنده غلط انداز است

جدیت وارونه ما اعجاز است

از لطف همین خنده و خنداندن ماست

امروز اگر دهان مردم باز است


از دست خودم داغ جنون می گیرم

آتش که بگیرم از درون می گیرم

زخمی شده ام تا دهنم باز شود

بی درد بمانم خفه خون می گیرم


انديشه ما از بركات طنز است

لبخند خشن جزء نكات طنز است

مي خندم و مي گريم و مي خندانم

خنداندن اين خلق زكات طنز است


شرح غم موبه مو دلم می خواهد

خندیدن در گلو دلم میخواهد

جدیت وارونه من یعنی طنز

من گریه ی پشت و رو دلم می خواهد


از کتاب پشت چراغ قرمز

Continue Reading