تا کوری چشم دشمنان خندیدیم

نان همگی به لطف او آجر بود

با این همه از تمام ما دلخور بود

گفتیم که فریاد بزن ما هستیم

فریاد نزد چون که دهانش پر بود


با مهر سکوتشان صدا را بستند

با تمبر لب خاطره ها را بستند

ما پاکت ونامه ای پر از فریادیم

با تف دهن هر دوی ما را بستند


با دلهره دل نبند خواهی فهمید

در داخل خود نگند خواهی فهمید

رازیست میان همه احمق ها

یک لحظه فقط بخند خواهی فهمید


یک عمر به درد خودمان خندیدیم

گفتند نخند و همچنان خندیدیم

اشکیم که پشت خنده پنهان شده ایم

تا کوری چشم دشمنان خندیدیم


عصری که در آن خنده غلط انداز است

جدیت وارونه ما اعجاز است

از لطف همین خنده و خنداندن ماست

امروز اگر دهان مردم باز است


از دست خودم داغ جنون می گیرم

آتش که بگیرم از درون می گیرم

زخمی شده ام تا دهنم باز شود

بی درد بمانم خفه خون می گیرم


انديشه ما از بركات طنز است

لبخند خشن جزء نكات طنز است

مي خندم و مي گريم و مي خندانم

خنداندن اين خلق زكات طنز است


شرح غم موبه مو دلم می خواهد

خندیدن در گلو دلم میخواهد

جدیت وارونه من یعنی طنز

من گریه ی پشت و رو دلم می خواهد


از کتاب پشت چراغ قرمز

موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *