این قاعده زندگی گله ای است

تقدیم به رضا بروسان

نه معذوری گرفته ماموری را

نه اینکه قلم شکسته ساطوری را

نه سیل زد و کروکدیلی را کشت

نه زلزله ای ریس جمهوری را


تقدیم به رحیم رسولی

هی فکر نکن با نظر جمع برو

با ذائقه بی هنر جمع برو

این قاعده زندگی گله ای است

یع یع بکن و پشت سر جمع برو


تقدیم به رباب غریبه دوست

هر شهری شهروند خود را دارد

هر حادثه ای روند خود را دارد

در دهکده جهانی امروز ببین

هر دهکده گوسفند خود را دارد


 

Continue Reading

هی بر سر قبر مرده ات آب نریز

با قدرت تخریب اتم خندیدم

با غلظت صد اورانیوم خندیدم

المومن بشاش حدیث نفس است

در فردو و در نطنز و قم خندیدم


با شانه زخمی کسی بار نکش

در گوش پر هیچ کری جار نکش

احمق ! به هوای یک هوای تازه

هی پنجره روی در و دیوار نکش


…. که رسم و رسوم اکثر مردم نیست

مختص به اراک و اصفهان و قم نیست

هی بر سر قبر مرده ات آب نریز

ای بی پدر این که دانه گندم نیست


 

Continue Reading

از خنده بمیریم شهیدیم امروز

از گفتن اگرچه نا امیدیم امروز

لبخند بزن که رو سفیدیم امروز

با دیدن این همه حماقت ای دوست

از خنده بمیریم شهیدیم امروز

——————————

این بازی دسته جمعی خان ها بود

سرگرمی بچگانه آنها بود

تا گله تلف شد همگی فهمیدیم

گرگم به هوا بازی چوپان ها بود

——————————

با نی زدنش مردم ما ترسیدند

میش و سگ و گاو و بره ها ترسیدند

چوپان همین ولایت بالا گفت

از زوزه ی گرگ ناقلا ترسیدند

Continue Reading