مگر اینگونه نیست که کل یوم عاشورا ؟

یک سال فقط تا به محرم مانده

یک ماه فقط تا به محرم مانده

یک هفته فقط تا به محرم مانده

یک روز فقط تا به محرم مانده


اینجا دو طرف به پایتان پیر شدند

باهم سر هیچ و پوچ درگیر شدند

یک عده که از نام شما سیر شدند

یک عده که با نام شما سیر شدند


یک زخم زبان مانده و یک باند خراب

یک باند سقوط هست و یک باند خراب

در هیئت ما باند زیاد است زیاد

باند اکو و باند من و باند خراب


او مست شده که باده نوشی بکند

با بستن چشم پرده پوشی بکند

تا اینکه نوار و سی دی اش را بخرند

مجبور شده روضه فروشی بکند


به کار خودش همیشه ایمان دارد

نامرد فقط شکل مسلمان دارد

عمریست که مخفیانه شمر ملعون

در هیئت ما حضور پنهان دارد


آتش به دل عالم و آدم می زد

می زد به سرش فقط محرم می زد

او تاجر آب معدنی بود فقط

از تشنه لبان کربلا دم می زد


دل بود و کسی به فکر دلدار نبود

حق بود و کسی تشنه دیدار نبود

دعوا سر تیغه علم بود فقط

اصلن احدی فکر علمدار نبود


هر روز به دنبال مریدان خودند

هر لحظه به فکر نشر قرآن خودند

یک سوم شاعران هیئت امروز

انگار که ” محتشمر” دوران خودند


اسلام پیمبر تو را می دزدند

عمامه اکبر تو را می دزدند

این قوم برای دو سه درهم آقا

گهواره اصغر تو را می دزدند


ای کوفه به روی جگرش آب نبند

در روضه خونین سرش آب نبند

عمری پدرش برای تو نان آورد

امروز به روی پسرش آب نبند


ما شیعه خامیم اباعبدلله

ما در پی نامیم اباعبدلله

با کله سر سفره تان می آییم

ما لشگر شامیم اباعبدلله


موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *