اينگونه به چشم ديگران می آيی

یا کند نشان می دهد هر تیزی را…

یا اینکه درشت می کند ریزی را…

به آینه دیگر اعتمادی نکنید

برعکس نشان می دهد هر چیزی را…

_________________

می مير ى و بعدن به جهان مى آيی

در کل چه قدر به آسمان می آيی

چون مذهب ما مرده پرستی است بمير

اينگونه به چشم ديگران می آيی

_________________

ای پنجره خسته تو کوتاه بیا

ای نرده برجسته تو کوتاه بیا

این دزد که کوتاه نمی آید پس

دیوار زبان بسته تو کوتاه بیا

_________________

کار پدرم دست عصا افتاده

مانديم که ايستاده يا افتاده

افسوس تمام عمر غافل بوديم

از حادثه های پيش پا افتاده

_________________

نه لکه ای بر پیرهنم افتاده

نه نام وطن از دهنم افتاده

وقتی که پلاک را گرفتم دیدم

خون پدرم به گردنم افتاده

 

_________________

Continue Reading

اصلن تو که داری ،تو ! چرا دزد شدی

او گفت :به من که از کجا دزد شدی

با دیدن مال کدخدا دزد شدی!

گفتم :که من از روی نداری دزدم

اصلن تو که داری ،تو ! چرا دزد شدی

_________________

می خواند اگر چه با مشقت می خواند

با سرعت و با کمال دقت می خواند

حاجی که همیشه از خدا می ترسید

هر روز خدا نماز وحشت می خواند

_________________

در رفتن او آمدنم را دیدم

در آینه نیمه منم را دیدم

این خاصیت زندگی ماشینی ست

در خانه تصادفی زنم را دیدم

_________________

دیدیم شماره و کدش را ویرگول،

ماشین مطابق مدش را ویرگول،

استاد یل مبارزه با نفس است

حاجی دهن نفس خودش را نقطه.

_________________

وجدان پلاسیده تو مرد که مرد

حتا پدرت حق تو را خورد که خورد

از فرفره های کاغذی یاد بگیر

از هر جهتی باد تو را برد که برد

_________________

کارش به خدا دلبری است امروزه

کارش همه جا سروری است امروزه

گفتند که حق با علی و آل علی ست

هرچند که با مشتری است امروزه

_________________

Continue Reading