پیام در بطری

من گرمی گرمابه دلم می خواهد

دلدار چو رودابه دلم می خواهد

من تشنه گفتن حقیقت هستم

یک بطری نوشابه دلم می خواهد

ما گرمی گرمابه چرا کم داریم

یک مرد چو رودابه جرا کم داریم

لبخند نزن سوال من امنیتی ست

ما بطری نوشابه چرا کم داریم

این گرمی گرمابه چه حالی دارد

همبندی رودابه چه حالی دارد

“عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی “

این بطری نوشابه چه حالی دارد

 

 

تا غسل به گرمابه مقدس باشد

سرمایه ی سودابه مقدس باشد

در راه دفاع از حقیقت حتا

این بطری نوشابه مقدس باشد

 

 

در داخل گرمابه تلافی کردند

در خانه سودابه تلافی کردند

دیروز به نوشابه اهانت کردیم

با بطری نوشابه تلافی کردند

 

 

دلچسپی گرمابه که یادم مانده

درد و غم رودابه که یادم مانده

“از دل برود هر انچه از دیده برفت”

جز بطری نوشابه که یادم مانده

 

 

در گرمی گرمابه نظر باید کرد

بر مادر رودابه نظر باید کرد

“اسرار جهان را نه تو دانی و نه من”

بر بطری نوشابه نظر باید کرد

 

 

سردابه و گرمابه چه فرقی دارد

سودابه و رودابه چه فرقی دارد

وقتی که خدا وسط نباشد باطوم

با بطری نوشابه چه فرقی دارد

 

 

در داخل گرمابه نبودی هرگز

همبندی رودابه نبودی هرگز

یک هفته تمام در اتاقی تاریک

با بطری نوشابه نبودی هرگز

 

 

درگرمی گرمابه مرا خواهد کشت

این گریه رودابه مرا خواهد کشت

از طرز نگاه قاضیم فهمیدم

با بطری نوشابه مرا خواهد کشت

 

 

آینده گرمابه به جایی نرسید

سرمایه ی سودابه به جایی نرسید

هی دم نزن از درد خودت هیچ کسی

با بطری نوشابه به جایی نرسید

این گرمی گرمابه پیامی داره

این گریه رودابه پیامی داره

یک ذره بشین روش کمی فکر بکن

هر یطری نوشابه پیامی داره

موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *