خسی در میقات

عزم سفر دوباره‌ی حج کرده

انگار که با خدای خود لج کرده

او مشکل اصلی خودش بود ولی

نه قبله‌نما که قبله را کج کرده


از راه خدا دسته چکش کامل شد

او کلیه‌ی مدارکش کامل شد

ما گوشت قربانی حاجی شده‌ایم

با ما همه‌ی مناسکش کامل شد


یا زیر فشار صف فلج خواهم شد

یا تحت فشار مزدوج خوام شد

توفیق اگر دهد خدا من امسال

با قرعه‌کشی عازم حج خواهم شد!


از خانه‌ی حق کمی خدا آورده

در بقچه‌ی خود سه من حنا آورده

سوغاتی توفیق الهی این بود

از حج لقب حاجیه را آورده


انداخته بالا نخودش را حاجی

واکرده دوباره کمدش را حاجی

قربانی‌اش این بار قبول افتاده

چون کشته سگ نفس خودش را حاجی


هر کار جماعت از سر بیکاری‌ست

هر زخم عمیق ما عمیقاً کاری‌ست

مرغی و خروسی و سگی و خوکی

سوغاتی حجاج فقط بیماری‌ست


احکام اصول را غلط می‌فهمد

رفته‌ست کنار و از وسط می‌فهمد

حاجی جهت قبله‌ی خود را انگار

از سنگ توالتش فقط می‌فهمد


آنقدر صفا کرد صفا یادش رفت

قربان مونا رفت منا یادش رفت

بازار بزرگ مکه را دید و دوید

حاجی بغل خدا، خدا یادش رفت

موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *