لب‌نیات


تکنیک بس است فکر تاکتیک کنم

در جبهه شبیه جوجه جیک جیک کنم

سبیل متحرک قشنگی داری

هی بوسه به لبهای تو شلیک کنم


وقتی که لبم به بوسه ای قانع شد

در راه اراده ی خودش قاطع شد

قانون اساسی دلم گفت ببوس

شورای نگهبان لبت مانع شد


گفتی غم ما چیست؟ غم لبهایت

مردن وسط پیچ و خم لبهایت

من را بطلب خادمیت را بکنم

جارو بکشم در حرم لبهایت


در مکتب عشق سمبلیک است لبت

زیبا و قشنگ و ناز و شیک است لبت

از وسعت نقشه تنت فهمیدم

یک نقطه ی استراتژیک است لبت


در وزن رباعی غزلی گفت لبت

انگار که ضرب المثلی گفت:لبت

وقتی که گزیده شد لبم فهمیدم

عشق تئوری را عملی گفت لبت


از چایی در بند خوشم می آید

از دیدن لبخند خوشم می آید

لب های تو قندان قشنگی است بخند

مثل مگس از قند خوشم می آید


از خنده مشروعه خوشم می آید

از واژه مطبوعه خوشم می آید

لب های تو را گاز زدم فهمیدم

از میوه ممنوعه خوشم می آید


بی تاب و تب از درد تبم رد شده است

از خواب خوش نیمه شبم رد شده است

با بوسه وجب بگیر اگر شک داری

آب از سر ماهی لبم رد شده است


از بس که لب یار دلم می خواهد

انگار نه انگار دلم می خواهد

من تشنه لبم ولی لری می گویم:

یک بوسه ی آودار، دلم می خواهد!


من خارم و از رز لبت می میرم

همچون چمن از بز لبت می میرم

چون بندر عباس ندارد تن تو

در تنگه هرمز لبت می میرم


ای ناب ترین ترانه ی دلسوزم

در آتش آن رباعیت می سوزم

تا شعر مرا حفظ کنی این دفعه

با بوسه ای آن را به لبت می دوزم


شب پر شده از ستاره های جاسوس

با این همه جاسوس نشو تو مایوس

هر چند که بوسیدن او جایز نیست!

با نیت «قربتا الی ا…» ببوس


لب های تو کندوی عسل، زنبورم

چشمان تو تریاک بم و وافورم

یک عمر برای تو عرق ریخته ام

از بس که عرق ریخته ام انگورم


با بوسه ی لب های تو آغاز کنم

روی تو حساب تازه ای باز کنم

تا بوسه ی من هدر نرفته باید

در قلک لب هات پس انداز کنم


گنجشک لبم تا لب تو پر زده است

دور لب تو همیشه پر پر زده است

انگشت درون هر پریزی کرده

از عشق، لبم به سیم آخر زده است


در جبهه عشق بایزیدم کردی

لبخند زدی و رو سفیدم کردی

خمپاره عشق تو مرا پرپر کرد

با سرخی لب هات شهیدم کردی


لبهات به من قدرت ایمان داده

ایمان به توانایی انسان داده

جانم به لبم رسید و بر لب نرسید

بیچاره لبم روی لبت جان داده


هر چند برنده شدنم معجزه بود

پنهان نکنم رقیب بی جربزه بود

در قرعه کشی بانکی این دوره

ای کاش که بوسه از لبت جایزه بود


هر کس که طرفدار تو شد از من شد

می خواست که در نخت رود، سوزن شد

چون خال لبت به هر لبی می آید

پس علت تبخال زدن روشن شد


پنچر شده بودم نفست بادم کرد!

در زمره عاشقان قلمدادم کرد

از عشق تو شوری به لبم افتاده

شیرینی لب های تو فرهادم کرد


قرص قمرت مسکن بی خوابی ست

دریاچه ی سرخ لب تو سرخابی ست

افتاده به قلاب لبت لبهایم

لبهای همه جز لب تو قلابی ست


بی تاب تو شد تمامی تب هایم

جا پای تو مانده در دل شب هایم

اشغال شده لبم به دست لب تو

مستعمره لب تو شد لب هایم


با عشق رساله ی تو تکمیل شده

لبهات به یک مساله تبدیل شده

من هرمونتیک مرمونتیک حالیم نیست

خال لب توی نقطه ی تاویل شده


مایل شده ام سمت تو معطوف شوم

فی الواقع از این واقعه مشعوف شوم

در صحنه برخورد لبت با لب من

بگذار هنر پیشه معروف شوم


با عاطفه تبلیغ خشونت کردی

با دشمن و با دوست خصومت کردی

نزدیک سی سال شده تقریبن

با دیکتاتوری لب حکومت کردی


از حال خودم فقط خودم آگاهم

وقتی که بریدم از خودم گمراهم

لب های تو را گزیدم این خودخوری است

چون تو منی و منم توام، خودخواهم


چون ترم لبت بر همه تحمیل شده

لبهات دلیل ترک تحصیل شده

تا فوق تخصص لبت را بدهند

دانشکده ی لب تو تعطیل شده


من مطمئنم که ما جوان می میریم

ما بین زمین و آسمان می میریم

لب های من و تو لاله و لادن شد

از هم که جدا کنندمان می میریم


سرکوبی ایده می کند لبهایت

توقیف جریده می کند لبهایت

محکوم به دوختن شده لبهایم

تفتیش عقیده می کند لبهایت


خال لب تو نقطه ی تفسیر شده

هر روز به یک طریق تعبیر شده

آیینه درون باغتان کاشته ای

گل از لب غنچه ی تو تکثیر شده


پاییز و زمستان همگی رفتنی اند

تنها فقط این خاطره ها گفتنی اند

گرمای تنت چله ی تابستان است

لب باز نکن لبان تو بستنی اند


در جنگل گیسوی تو جوگیر شدم

با گرگ و پلنگ و ببر درگیر شدم

با اینکه سوسول و بزدل و ترسویم

با دیدن آهوی لبت شیر شدم


تا قرعه به جنگ تن به تن می افتد

راه لب تو بر لب من می افتد

لب های تو داغ و تازه و خوشمزه است

باید بخورم که از دهن می افتد


شاهنشه عالمم ولی بی تاجم

با بوسه ی لب های تو در معراجم

لب های فقیر و خالیم را بنگر

در راه خدا بوسه بده محتاجم


تا اینکه لبت روی لبم می آید

یک بوسه فقط همیشه کم می آید

سرخ است به اندازه ی کافی لبت

به به چه لبانمان به هم می آید


از بحثای بی نتیجمون بیزارم

تو فک نکن وقت اضافی دارم

چونکه عسل و شیر و شکر دارم دوس

هر روز دهن به دهنت می ذارم


تا کور و کرم چشم جهان بین دارم

در خوردن لب های تو تمرین دارم

لب های تو تلفیق شکر با لیموست

حساسیتی به ترش و شیرین دارم

موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *