در تيررس چشم سياهت باشيم

در دسترس تير نگاهت باشيم

ما آمده بوديم که کاري بکنيم

گفتند فقط چشم به راهت باشيم


کوريم و نديديم خدايي هرگز

يکبار نگفتيم کجايي، هرگز

ما کار مهمتر از شما هم داريم

حق دار اگر جمعه نيايي هرگز


يا برگه‌­ي تقويم کمي بي حال است

يا ميوه‌­ي انتظار شيعه کال است

پنجاه و دو جمعه را اگر جمع کنيم

با سيصد و سيزده نفر يک سال است


ياران وفادار به ظاهر داري

گريه کن حرفه­اي و ماهر داري

دلخوش نشو با دعاي عهد اين قوم

تو قصه کوفه را به خاطر داري!؟


سر بر سر سجده‌­هايمان مي‌­ساييم

ما دل که نداديم چه را مي‌­پاييم

فعلن دعاي تعجيل فرج مي‌­خوانيم

ما بعد دعا به ياريت مي‌­آييم


تا دورترين جاي زمين خواهي رفت

بي شبهه پي اهل يقين خواهي رفت

آنقدر مراقب ظهورت هستند

هر وقت بيايي به اوين خواهي رفت


ما منتظريم پنجمين فصل شود

بي واسطه ارتباطمان وصل شود

گفتند: شبيه صدر اسلام شويم!

اي کاش کپي برابر اصل شود


هفتاد و دو تا حساب جاری داریم

دفترچه وام يادگاري داريم

ما کارگران، منتظر ماشينيم

اين جمعه کمي اضافه کاري داريم


ما آخرتي شبيه دنيا داريم

دلخوش شده بوديم شما را داريم

هر روز خدا شهادت و تعطيلي

تا سيصد و شصت و شش نفر جا داريم


یه اسم توقع انتظاره آقا

اسم ديگشم قرار مداره آقا

اين جمعه اگه نيومدي بهتر شد

دوريه که دوستي مياره آقا!


ما اين طرف و به آن طرف دل بستيم

سرخيم ولي به آبيان پيوستيم

چون ليگ به روزهاي حساس رسيد

اين هفته نيا هفته­ي بعدي هستيم


ما درد به اندازه­ ی عالم داریم

ما سیصد و سیزده نفر هم داریم

اسباب قیام­مان همه جمع شده

یک حضرت صاحب ­الزمان کم داریم


اوضاع قاراش­میش جهان را دیدم

این بلب­شوی بی­خبران را دیدم

تا صاحب دنیا بشوم فرمودم:

من حضرت صاحب­الزمان را دیدم


از لندن و رم به جنگتان می­آیند؟

از ساوه و قم به جنگتان می­آیند؟

گفتند که شمشیر و سپر داری تو

با بمب اتم به جنگتان می­آیند!


از نقطه­ ي کور این جهان می­آییم

با فتنه­ي آخرالزمان می­آییم

این جمعه بیا حوصله­مان سر رفته

آقا تو نیایی خودمان می­آییم


یک قطره خورشید به شب افتاده

شب روز شده به تاب و تب افتاده

گفتند که آخرالزمان نزديک است

برعکس، ظهور تو عقب افتاده


امروز نشد! به فکر فردا باشیم

در فکر همان روز مبادا باشیم

هر هفته همیشه جمعه‌­ها تعطیلیم

یکشنبه دوشنبه‌­ای بیا تا باشیم


از مرغ و خروس زنده پر می­بریم

از ناشنوا دو گوش کر می­بریم

بر طبق فتاوای جدید فقهی

ما خوک به سمت قبله سر می­بریم


ما مسأله­‌هاي اجتهادي داريم

در بحث و جدل کمي زيادي داريم

با اين که تو قطب عالم امکاني

ما چشم به قطب اقتصادي داريم


هرچه به حساب بوفه خورديم حلال

از قسمت هم علوفه خورديم حلال

خورديم غذاي ظهر عاشورا را

ناني که به نرخ کوفه خورديم حلال


با چون و چرا چون و چرا مي‌­کشنت

مانند تمام اوليا مي‌­کشنت

ما از سر تفريح دعا مي‌­خوانيم

اينجا خبري نيست نيا مي‌­کشنت


عمري­ست که آواره دشتي آقا

رفتي و دوباره برنگشتي آقا

شايد که تو آمدي و ديدي خوابيم

از خير تماممان گذشتي آقا


از عاقبت کار جهان مي­ترسم

از چرخش بی­خود زبان مي­ترسم

شايد سر من، رسيده از سبز به سرخ

از دوره­ ي آخرالزمان مي­ترسم


تا وقت رسیدن تو بازی بکنيم

در گفتن حق روده درازی بکنيم

بد نيست کمی تهاجم فرهنگی

تا روی زمین زمینه‌­سازی بکنيم!


 

موارد مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *