آخر خط

 

یک دید بد زنانه داریم به مرگ

میلی است که بی بهانه داریم به مرگ

مردانه در این زنانگی می‌مانیم

ما عادت ماهیانه داریم به مرگ


تو که نه بجا نه نابجا آمده‌ای

با کن فیکون گفتن ما آمده‌ای


آهسته شبی مرگ در گوشم گفت


یادت نرود که از کجا آمده‌ای


ای کاش به رحمت خدا می‌رفتیم

دوری زده و سمت هوا می‌رفتیم

ای کاش سزارین نبود و ما هم

با مادرمان بر سر زا می‌رفتیم


در حسرت جاودانگی خواهم مرد

مردانه در این زنانگی خواهم مرد

گیرم که خروس بی‌محل هم باشم

در لانه‌ی مرغ خانگی خواهم مرد


مأمور مقرب خدا عزرائیل

کابوس تمام زنده‌ها عزرائیل

دیروز پیامکی برایم داده

مشتاق زیارت شما عزرائیل


در من خود من از خود من هم سیر است

یعنی خود من با خود من درگیر است

امروز قرار است خودم را بکشم

باید بروم سر قرارم دیر است


در پنجه‌ی زندگی اسیرم ای مرگ

کی می‌شود ارام بگیرم ای مرگ

عمریست من و تو عاشق هم هستیم

حالا بغلم کن که بمیرم ای مرگ


از حال خودم بی‌خبرم عزرائیل

هی می‌پلکی دور و برم عزرائیل

قبلن خبرم کن که بمیرم تا تو

زحمت نکشی برادرم عزرائیل


دفترچه‌ی بی برگ مرا می‌خوانید

تاریخ غم ارگ مرا می‌خوانید

فردا که رباعیات من چاپ شود

اعلامیه‌ی مرگ مرا می‌خوانید


من حال و هوای جان سپردن دارم

بازنده‌ام و امید بردن دارم

این زندگی آبستن مرگم کرده‌ست

عمریست اگر ویار مردن دارم


با اره همه جای مرا می‌برد؟

یعنی قد و بالای مرا می‌برد؟

نجار اجل دست ندارد من پا

دستش برسد پای مرا می‌برد


یک روز سر و کار همه با مرگ است

یک چشم به هم زدن فقط تا مرگ است

اعلامیه ام را زده ام قبل از فوت

بامزه‌ترین شوخی دنیا مرگ است


عمر است اگر زیاد و کم، خواهم مرد

در جنگ نشد، شبی خودم خواهم مرد

رفتم به بم و خانه خریدم حتمن

در زلزله‌ی بعدی بم خواهم مرد


 

Continue Reading

تو ساکن اين دهکده‌اي شايد هم

هر روز به ما سر زده‌اي شايد هم

با اين همه لامپ و ريسه‌‌اي که زده‌ايم

اصلن نکند آمده‌اي شايد هم

 

 

از پيش همه منفجران را بکشي

زان پس همه‌ي منتشران را بکشي

دلواپس اين مسأله هستم شايد

اول همه منتظران را بکشي

 

 

درد است اگرچه قابل ديدن نيست

زخم است اگرچه مختص يک تن نيست

هي لامپ براي آمدن روشن کرد

تکليف براي منتظر روشن نيست

 

 

ما يک دل پر خون و ملوسي داريم

ما حسرت ديدار خصوصي داريم

زودي برسد نيمه شعبان اي کاش

زيرا که در آن روز عروسي داريم!

 

 

يک روزه مگر منتظر عارف بشود

مبناي مباني و معارف بشود

هر جمعه نمي‌روم به جايي، نکند

با صبح ظهورتان مصادف بشود

 

 

افکار عجيب التقاطي داريم

صدها نظر فرا کراتي داريم

البته اگر ريا نباشد ما هم

با عالم غيب ارتباطي داريم

 

 

بانکي زده‌ايم و قلکي ما داريم

پا بست شديم و پستکي ما داريم

با نام شما دکه زديم آقا جان

حالا چه دکان و دستکي ما داريم

 

 

گفتند که دستمان به بالا نرسد

آشفته‌ي تو  به کار دنيا نرسد

آنقدر تو را به آسمانها بردند

تا اينکه صداي تو به اينجا نرسد

 

 

غير از صف نان بيا و صف پيدا کن

از اين همه پوچي تو هدف پيدا کن

اينجا همه کشته مرده‌ات مي‌باشند

يک آدم زنده اين طرف پيدا کن

 

 

گفتم که شنيده‌ام صدايت العفو

هي گفته‌ام اي دوست فدايت العفو

چنديست که اشک‌هاي من کم شده است

تمساح بدي شدم برايت العفو

 

 

 

درد است اگرچه قابل ديدن نيست

زخم است اگرچه مختص يک تن نيست

هي لامپ براي آمدن روشن کرد

تکليف براي منتظر روشن نيست

 

 

راحت همگي به راحتي تن داديم

يک مشت شعار نامعين داديم

هر هفته غروب جمعه‌ها ما تنها

آموزش منتظر نشستن داديم

 

 

امروز تنور کرکسي‌ها گرم است

بازار تمام ناکسي‌ها گرم است

دلسرد نباشد گل نرگس از ما!؟

وقتي سرمان به اطلسي‌ها گرم است

 

 

حق همگي ريز مشخص شده است

با صندلي و ميز مشخص شده است

حالا تو ميايي که چه کاري بکني؟!

تکليف همه چيز مشخص شده است

 

 

اين قصه پيچيده زيادي ساده است

خواهي و نخواهي اتفاق افتاده است

ما منتظر شما نخواهيم نشست

چون وام عدالت همه آماده است

 

 

غايب شده منکر حضورت هستيم

دلباختگان کر و کورت هستيم

ما ملت هفتاد و دو ميليون نفري

يک يک همه مانع ظهورت هستيم

 

 

ما غرق لب ساحل دريا هستيم

ما در وسط جزيره تنها هستيم

ديديم چرا نيامدي حق داري

تعطيل‌تر از جمعه خود ما هستيم

 

 

اشکال بسي به بيخ و بن وارد شد

در شکل خوش بن و کوپن وارد شد

عطر گل نرگس از مشامم رفته

از بس که اسانس و ادکلن وارد شد

 

 

انگار نه انگار شما را داريم

وقتي همگي حق مداوا داريم

ما منتظر شما چرا بنشينيم

زيرا خودمان زيادي آقا داريم

 

 

 

در گرمي بازار جهان يخ بستيم

دل در گرو جهان برزخ بستيم

چون دست به دامان شماها نرسيد

در پاي ضريح هر کسي نخ بستيم

 

 

يا در پي گفتن خود تعريفيم

يا دست‌خوش فلسفه تحريفيم

ماییرو آفتاب‌گردان‌هایم

صد بار نوشتیم بلا تکليفيم

 

 

در بستر اين ننگ بمان بهتر

در دوره صد رنگ بمانم بهتر

آقا دل من براي تو تنگ شده

بگذار که دلتنگ بمانم بهتر

 

 

هي وعده حق به اين آن مي‌داديم

سرمايه خود را به زيان مي‌داديم

گفتيم نشان بده خودت را آقا

غافل که فقط خودي نشان مي‌داديم

 

 

اول، نامه، دعوت، ايمان … مسلم

آخر، نقطه، بيعت، پايان … مسلم

اين نامه که خالي از دروغ است بخوان

آقا تو نيا، نيا به تهران … مسلم

Continue Reading

به خودم مربوطه

فرهاد خرم علوفه شيريني

اين کله خر عاشقت شده مي­بيني

گفتم که به اسم کاملم بشناسي
عباس خر صادقي زريني


فرزند غمم بدون غم مي­ ميرم

اصلن به درک که دم به دم مي­ ميرم

هر روز به عشق يک نفر مي­ مردم

حالا به نيابت از خودم مي­ ميرم


با تلخي طنز وارد بزم شدم

با حول و لا روانه­ رزم شدم

با چاپ همين رباعيات ساده

پيغمبر کافر اولوالعزم شدم


بي روسريت بيا نگاهش با من

بيراهه بيا، قبول، راهش با من

شيطان فلک­ زده گناهش اين بود
مي­ گفت بخور بخور گناهش با من


مأمور مقرب خدا عزرائيل

کابوس تمام زنده­ ها عزرائيل

ديروز پيامکي برايم داده

مشتاق زيارت شما عزرائيل


دل بر گل دامنت توسل کرده

با روي گلت خار تحمل کرده

تو دسته گلي که من به آبت دادم

شايد گل من حماقتم گل کرده


در مجلس ختم من اگر طنازيد

با گريه به من فقط شما مي­ بازيد

از خنده که روده­ بر شدم می ­میرم

از خاک تنم دفتر طنزي سازيد


از خنده­ من هميشه بيزاري تو

دست از سر ما که بر نمي­ داري تو

سي ساله شده گريه­ من اي دنيا

يک عمر به من خنده بدهکاري تو


گفتي که شبيه نيچه­ اي يعني چه؟

ارنست مني خود چه­ اي يعني چه!

بعد از سي و يک سال خودم فهميدم

گفتي: پسرم تو بچه ­اي يعني چه


ديوانه شد و سوي رباعي آمد

با پاي خودش توي رباعي امد

خوردم همه­ شعر تو را اي خيام

تا از دهنم بوي رباعي آمد


در من خود من از خود من هم سیر است

یعنی خود من با خود من درگیر است

امروز قرار است خودم را بکشم

باید بروم سرقرارم دیر است


من ديکته­ پر غلط تهرانم

من پاره­ ترين پاره خط تهرانم

بين خودمان بماند اي مردم شهر

من راز بزرگ وسط تهرانم


پروانه خودش دور و برم مي­ چرخد

ديوانه شدم بال و پرم مي­ چرخد

گاليله تو انگار بار غلط فهميدي
این بار زمين دور سرم مي­ چرخد


فحش از دهن گشاد مردم بخورم

بهتر که از اين قبيله­ قم بخورم

شيطان برود داخل جلدم عمراً

آدم بشوم دوباره گندم بخورم


در صفحه رایانه یتان سبز شدم

با خوردن يارانه تان سبز شدم

هر چند سر کوچه مرا کاشته­ ايد

اما جلوي خانه­ تان سبز شدم


هر نيمه شبم شير تو را خواهم خورد
پستان به لبم شير تو را خواهم خورد

هر کار بدي هم بکني گاو عزيز
چون بي­ ادبم شير تو را خواهم خورد


از دست خودم حوصله­ ام سر رفته

هر کس که رسيده با دلم ور رفته

خسته شدم از دست دل بي­ عرضه

شايد کش تنبان دلم در رفته


مابين بد و خوب مردد ماندم
چون خوب شدن سخت شده بد اندم
گفتي سفر عشق جگر مي­ خواهد
من ريسک نکردم و مجرد ماندم


در آينه­ مذاب غسلم بدهيد
با عطر و گل و گلاب غسلم بدهيد
هر چند که تارک­ الشرابم اما
در ميکده با شراب غسلم بدهيد


بويي ز گلستان خودم دارم و بس
مدرک ز دبستان خودم دارم و بس
چون سخت شده عقد و عروسي کلاً
من تکيه به دستان خودم دارم و بس!


تو ترجمه­ زبان بين­ المللي
روي لب عاشقان تو ضرب­ المثلي
من آينه عمل به عشقم، اما
در آينه برعکس شود هر عملي!


کي گفته که شعرهای من محکم نيست
وقتي که تو شعر من شوي من کم نيست
ماه رخ تو سر به هوایم کرده
آدم که هوایی نشود آدم نیست


 

از ديدنتان دو چشم تر خواهم برد
از این قفس شکسته، پر خواهم برد
از رفتن بي بدرقه­ ام معلوم است
سوغات از این شهر، سفر خواهم برد


 

آدم نشدم که آدمم بشماري
محرم نشدم که محرمم بشماري
سر از سر سجده بر نمی­ دارم تا
آن لحظه که ابن ملجمم بشماري


 

در عشق تو عاقبت خطر خواهم کرد
بي ­عشق تو هر چند ضرر خواهم کرد
يک ذره اگر تحت فشارت باشم
از عشق تو هم صرف نظر خواهم کرد


 

در حسرت جاودانگي خواهم مرد
مردانه در اين زنانگي خواهم مرد
گيرم که خروس بي­ محل هم باشم
در لانه­ مرغ خانگي خواهم مرد


 

لالم فلذا زبان اين شهر شدم
خوش­تيپ­ ترين جوان اين شهر شدم
چون عشق پسر براي ما ممنوع است
من عاشق دختران اين شهر شدم!!


 

با گريه ز ردپاي تو پرسيدم
باران شدم و چتر تو را بوسيدم
بيهوده به تو زنگ زدم در باران
از بس به خدا زنگ زدم پوسيدم


 

پيداتر از آيينه ولي گم بودم
درگير همين سوء تفاهم بودم
اسمم سر هر زباني افتاد ولي
من گنده­ تر از دهان مردم بودم


 

معتادم و در هر دو جهان بي­تابم
با گرمي عشق تو فقط مي­ تابم
آغوش تو پارک لاله تهران است
من هم به همين دليل کارتن خوابم

Continue Reading